مرتضى مطهري
51
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
عن رسول الله : اصدق كلمة قالها الشاعر قول لبيد : الا كل شىء ما خلا الله باطل و كاد امية بن ابى الصلت ان يسلم . شعر بعد از 15 خرداد كه در زندان شهربانى بوديم آقاى بكائى تبريزى اشعار ذيل را كه از مردى به نام ذوالقدر مىباشد در پشت مثنوى من به عنوان يادگار نوشتند : نشد ابرو خم از سنگينى بار قفس ما را كه اين سنگين سبكتر باشد از بال مگس ما را به رغم عدل و آزادى خلاف هرچه در عالم به جرم راستى افكنده در زندان ، عسس ما را تُنُك پرمايگان توبه فرما را ز ما برگو گرانجانيم و نتواند خريدن هيچ كس ما را خود آزادى به دستآور كه كس نفرستد اين گوهر از آن سوى بحار و ساحل رود ارس ما را دموكراتش لقب بخشند هر خودرأى و خودكامى در اين مكتب كه معنى واژگون گرديده اسما را ز بيت المال ملت گنجها سهم تبه كاران بيات آجر و صبحانهء آب و عدس ما را اينجانب با اينكه فاقد طبع شعر است يك روز اشعار بالا را با ابيات ذيل استقبال كرد : ز منزلگاه آن محبوب ، ياران را خبر نَبْوَد همى آيد به گوش از دور آواز جرس ما را صبا از ما ببر يك لحظه پيغامى به روح الله كه اى ياد تو مونس روز و شب در اين قفس ما را